هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
48
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
بهترين قهرمانان مشركان كشته شدند . چون پرچمداران كشته شدند مشركان شكست خورده پا به فرار گذاردند و به هيچ چيز اعتنا نكردند ، تا آنجا كه زنانشان در محاصره قرار گرفتند و بت بزرگى كه با خود داشتند و به او متوسل مىشدند از بالاى شترى كه او را حمل مىكرد و از درون هودجى كه برايش قرار داده بودند بر زمين افتاد . ( 1 ) در شرح نهج البلاغه و كتابهاى ديگر از قول واقدى آمده است كه گفت : پيروزىاى كه خداوند در روز احد براى پيامبر ( ص ) فراهم ساخت هرگز در هيچ جاى ديگرى فراهم نشد . اين پيروزى همچنان با آنان بود تا آنكه از فرمان پيامبر سر پيچيدند و بسوى غنيمتها شتافتند . بسيارى از صحابه كه در احد حضور داشتهاند مىگفتند : به خدا سوگند ما به هند و زنان همراهش مىنگريستيم كه بدون دست يافتن به هيچ يك از خواستههاشان مىگريختند . ولى چيزى قضاى خدا را بر طرف نمىكند . مسلمانان از طرف تيراندازانى آسيب ديدند كه پيامبر ( ص ) آنان را در پشت سر خود گذارده بود تا در صورت هجوم سواران قريش ، از پشت سر مسلمانان را سر حمايت كنند . ( 2 ) خالد بن وليد بارها خواسته بود از آن سو يورش آورد ولى نتوانسته بود ، زيرا پيامبر با نهايت خردمندى و مهارت در فرماندهى پنجاه تن از تيراندازان را در آن نقطه قرار داده و فرموده بود از جايشان تكان نخورند اگر چه مسلمانان كشته شوند و شكست بخورند . ولى آنان هنگامى كه مشركان شكست خوردند و گريختند به يكديگر گفتند : چرا اينجا ايستادهايد ، خداوند مشركان را فرارى داد و اكنون برادران شما بر لشكرگاه آنان چيره گشتهاند ، همراه مسلمانان به لشكرگاه مشركان برويد . گروهى گفتند : آيا فراموش كرديد كه پيامبر به ما فرمود پشت سر ما را نگه بداريد و اگر ما را پيروز يا كشته ديديد از جاى خود تكان نخوريد ؟ گفتند : منظور پيامبر اين نبوده كه در چنين موقعيتى اينجا بايستيم ، خداوند مشركان را خوار نموده و فراريشان داده است . چون اختلاف كردند